نه می خوام و نه می تونم که باور کنم
تو کار خدا و خواست و اراده اش هم نمی شه دخالت کرد
گلایه هم نباید کرد
این بغض لعنتی هم نمی ترکه.
از فردا می ترسم فردا که می ریم برای آخرین سلام
و آخرین خداحافظی
نه.............
یک نفر منو از خواب بیدار کنه
یکی بگه که حق با منه که باور نمی کنم
یکی بگه که همه ش یه دروغه یه شایعه
فردا.......
وای از فردا که می ریم تا برای آخرین بار بگیم دوستش داریم
برای آخرین بار ببینیمش
و چقدر حیف که صداشو نمی شنویم
اما نه .....
حق با منه نباید باورش کرد
اون تا همیشه پیش ما می مونه
صدای گرم و بی نظیرشو همیشه می شنویم
من هیچ وقت باور نمی کنم
باور نمی کنم که مرده و برای همیشه رفته
خسرو شکیبایی تا هنر هست زنده است.
+ نوشته شده توسط مهتا پناهی در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت
12:35 |
