تبليغاتX
باد ما را خواهد برد
 

پلک فرو بستی و دوباره شمردی

فرصت پنهان شدن نبود تو بردی

 

من که به پیروزی تو غبطه نخوردم

چون که شکستم چرا دریغ نخوردی؟

 

دست تو را با سکوت و بغض گرفتم

دست مرا با غرور و خنده فشردی

 

این همه ی قصه ی تو بود که یک عمر

از همه دل بردی و دلی نسپردی

 

خاطره ها رفته اند خاطره ی من

پس تو چرا مثل خاطرات نمردی

                                           فاضل نظری

 

پ.ن. این همهی قصه ی من و توئه.......

+ نوشته شده توسط مهتا پناهی در یکشنبه یکم شهریور 1388 و ساعت 12:37 |


Powered By
BLOGFA.COM